X
تبلیغات
رایتل
کشمیری ساجده
آرشیو
سه‌شنبه 7 تیر‌ماه سال 1384

باید کشید   هر چه درد از کش بیاید  قد لنگت  دست بیار  دو چشم از پشت بسته جز تو    ببیند  نمی زایم هر روز که    دردم کنی

یکجای از من کم است   تکان بیشتری شو  از  خورده   خورده ها    به

دارایی های داشته شک کن   ریل های بلندی بسته ام   برای رد کردن وقتی پر کشا کش   بلا    دور سرم   نباش   هم باز نباش هم     نباش   در دوردستی     تا دکمه های که توی چشم می زند     

فقط یک شب   دو صبر بزرگ بزن  تا افتادن چوب های به فشار آمده خانه    در  همسایگی   که کلا چیز خوشی می آورد     به ورود   

خونی از پر لباس تو    به خیابان شلوغی ایستاده   کلاه می آید   به حلزونی بپیچانی   تو شکری   قند    بالای  به جایم برس      با سفیده ای که از تو جاری است    حلالم کن    با  گلوله    بعد از آن      یک ستاره ظاهر خواهد شد و باور نکن  دعوت ردی زده ام به نشانی نفت کش های رنگ از با رنگی  سید احمد  سید احمد!  شن باد  اَهوندنی  بی کلاهی  شکلی در فضا دارد

 رو بازی کایک  درد آورد به سمت شوالیه کج دست تو نیستی.

 


تعداد بازدیدکنندگان : 201932


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
قه یه ا دار و رار نه این بود هر چه بی نم تو بی نم
اسم از بس که شد به پشت افتاد