X
تبلیغات
رایتل
کشمیری ساجده
آرشیو
جمعه 4 شهریور‌ماه سال 1384
قبل از روز(آدم) اول

ازسینه یِ مرد  بلند که شدم   خواب صبحش گرفته بود

پا از دامن عبور دادم

به لب رنگِ میل او گرفتم واز شبِ لای یقه اش خط چشمی کشیدم که نپرس  

توی معدنی روی میز    درازتر  می رسد قطار

 به نظرِ ایستگاه 

 بوی یقه به هم ریخت  تعادلِ جهانِ ما    دو تا  به هم   می آییم  

 بعد از نیمه شب         شنید واگنی مست خورده بود

تو من شدی من تو شدم  تو من    من   مَنگ شدم

به خاطرِ آفریقای اطراف     اندازهِ  گرسنگی اش      نه تا به حدِ برآمدن شکم        و لب های درشت     درشت خوب  می چیند

 از بس     پدرش رفته بود هند تا عصرجمعه المبارکی دارو بیاورد

تبِ   خطِ دویست وهفت   دارد مــــــی کُشد ریل مزه ها را زیرِ ابرو  

باریکتر     تا به حلقه ی راست تو      

هیچ نظرِ سوئی استفاده نشود





تعداد بازدیدکنندگان : 201927


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
قه یه ا دار و رار نه این بود هر چه بی نم تو بی نم
اسم از بس که شد به پشت افتاد