X
تبلیغات
رایتل
کشمیری ساجده
آرشیو
سه‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1384
وال و تاینی که به لندن وصلمان می دهد ...

در برداشت کردن تو پلاسم با همه گیری       در سایه شد آتش      به قدم تو می شوم

در دور دستی فلات فراگیر       از حوصله ای منی پرتاب آهسته     با بسته تر تو نمی شود

طناب در دست داشتن      چفتم گیر       به هیئت کوه در آمدنم     ریز ریز در چشم تو

دیوار سر خودی باشم انباشته از ناچار با چار باری   گذر سختی توام   متوالی

به قرقره برای تو گار گذاشته ترم  در بر گرفتن هر چه بریزد       تا چه کف آید

در پا بند ترین جانم نرو     از سر تاسری عبور سلول ها      فقط گلبولی ام    

به درز شد لای یقه ات    از عبورت پشت چادر     با کلی بار بی بند     از سطح بالای بندر به خوابانم

خوش گوار از شب شد

بی هر از چه گاهی      با در گذر ماه سر خط الراس   عجین رباب شده ای

از خواش در آمدن بی بن بست       باعث وقفه ای کوتاه زمینی       داری جمع شوم با تمام شیب 

سوی تو شکاف      بزنم لای تونیک کمریت   

باش من باش با یواشک تکرار      به پیچانم و چ چنانم کن      هنگفت بی دلیل واز بسته بود در کنار نمی شوی

با نار وچاله ی خلوت چاره کن سمت را از پا کوبی           آتش مهیایم رد شو

لایه های هم گون دارد به دست تو برسد از سه نقطه ای اتکا        با سر هر نوع کوبشی   

به دارم زیر نقطه سوختن     با میل تو بی کم و کاست    قائده ی انجماد منی پر از اساسی بر پایه ی

داشتن            استفاده به هنگام از عبور تو         دلم خواست یقه ات به گیرم

مشتق از مطعلقات آویزان


تعداد بازدیدکنندگان : 202257


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
قه یه ا دار و رار نه این بود هر چه بی نم تو بی نم
اسم از بس که شد به پشت افتاد