X
تبلیغات
رایتل
کشمیری ساجده
آرشیو
سه‌شنبه 27 شهریور‌ماه سال 1386
معتقد صفر

زای زاری من زا در درازای رد برف آب کرده شده از راه چشم 

گم باش

فایده ی بوسه در تعریف می کشد

با لب های کلفت میان دو ماچ

دیدن تو در یک دفعه است

در فرو انگشت ها انگشت     تو ام گرفته سینه مو

دست ام به زن     با ریتم استخانی سینه

فایده به خاه       با تند این تپش

کمی به شاش

شایسته درخت انگوری است که پشت نه دارد     

و من را سینه می زند

پر از خوش موی باز    در رهایی آخر بار سر در گوش و گردن

برجسته های تنی لخت

مدت عظیمی است در ما میانه شب را می چرخاند گرد

بر واحد ستاره و صدای بنز

و گرد صدای تفنگی ملول

نه بشنو

قرار احتمال بود تو به بینم     در چند صندلی بعد    

چشم انداخته ای      دو تا سیاه داری

دو تا خط به موازی از به هم

دو تا ما می برد از به هم

لای نفس های پوشیده از من ات از پوست ات

اعلام می شود     شب می رسد

و صبح یعنی چشم کم قهوه ای تو

یعنی عصرام نه می خفته در آرام جهت یقه

یعنی دل ام برای تنگ است

در ردیف صبح تر این جهت

ترکانده آفتاب    سمت توالت غربی .        

 

معتقد صفر به درجه ی توالت ام

از دسته سنگ های سفید و شکل قرمز بو 

 


تعداد بازدیدکنندگان : 202257


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
قه یه ا دار و رار نه این بود هر چه بی نم تو بی نم
اسم از بس که شد به پشت افتاد