X
تبلیغات
رایتل
کشمیری ساجده
آرشیو
چهارشنبه 23 آبان‌ماه سال 1386
یک تا بداهه از سر شب پر رکاب

در تعریف کلمه آن قدر می آمد ام که پا در رکاب ام می کشید همی چرخ

همان تور که نمی بی نی        

چرخ به خورد شد ام تا پا گذاشتن در رفت و آمدن دهان های باز

نمی شنوم جز بادی که دهان را کج اکی میل دارد می خورام

به تنه

به جهت ما سوا به ما دو راه داشته باشیم گرد در آخر سر سر آمد و ما یحتاج شکم

هنوز ام کمینه       تا کفایت را کلمه به لا کام  ته به زند

عصر است سوار بر عابر     چرخ است در سر      در تکان و ما توان

دریده ی شب از چراغ های وست راه می رسد در خنده گی نیمه ماه

بر می گرد ام در لب و زاویه های سیاه  با رکاب روی ۸۰ تا ۵ درجه 

      


تعداد بازدیدکنندگان : 202436


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
قه یه ا دار و رار نه این بود هر چه بی نم تو بی نم
اسم از بس که شد به پشت افتاد