X
تبلیغات
رایتل
کشمیری ساجده
آرشیو
دوشنبه 17 دی‌ماه سال 1386
ماه دی دیده ی من

و ... حضور می بند ام    به وقع    به شده ها    تا چشم چشم می گرد اد حواس می گیرد گرد و چرخان

ماه با موهای بلند از پشت  و کچلی جلو چشمی دارد که کم قهوه ای نیست        ملیح می خندد و گم رنگ است در چار چوب دیر و پری  باران شده روز

تا

لنگر به من زد

از عسه بانیت برای تنگ پسری می غلتد نه آهسته     در ام تند به گیری لاشه از مجال شب به ترف تر

روی بوی انسانی گوزن

ایستاده ای      تکی تنهایی      سر خم در خابی ده ی تن به حالت شکاف

در صاف او     می ترکد لب ام لبا لب اش     بغل های تو گشاد خیس

خلوت ام

در همه میانه یک صدا به کف آ

خلال همه چی که به پی چد لا چی

لا چی ترز است نگه داشته به شرت پیچ که تشخیس خورنده من است

 

 


تعداد بازدیدکنندگان : 202257


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
قه یه ا دار و رار نه این بود هر چه بی نم تو بی نم
اسم از بس که شد به پشت افتاد