X
تبلیغات
رایتل
کشمیری ساجده
آرشیو
چهارشنبه 1 آذر‌ماه سال 1385
در کم وقتی همین بس که هزار تای دیگر ام مرده تا یکی تو

پراکنده های من اندر جهان ما وقع باز تابی دارد تو در تو

هی چی برا فرا موشی   هم دستی نمی کنه

کجای فکر که نیستی

زنینه ای ام سر به هوا و زمین گرد است

با هشت تا فوت ارتفاع از دهان کلاغ

از هوا به گیر هر چه نفس هایت در نهایت می کشد درد

در حوالی کوه ها و ابر     

پری شانم شایسته ی لب هایت در پناه برف ها

چه قدر بالا آمده باشم

هیچ ات پی دا نیست 

در اجزای مبتلا به دوزخ و آخر تر درجه ی فارن هایت به یازده هزار تا پا گیرایی تن

 


تعداد بازدیدکنندگان : 201813


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
قه یه ا دار و رار نه این بود هر چه بی نم تو بی نم
اسم از بس که شد به پشت افتاد